تبليغاتX
اسمان دل شكسته

خداوند سبحان می فرماید: 

هنگامی که بندگانم درباره ی من از تو سوال کنند بگو من نزدیکم هر کس مرا بخواند اجابت می کنم.پس باید دعوت مرا بپذیرند . به من ایمان اورند تا به رشد و سعادت راه یابند...

 

همه ی ما حاجت داریم. خواسته هامون رو به خدا می گیم به امید اینکه اجابت بشه...ولی تا حالا چند بار واسه بقیه دعا کردیم؟چند بار تا حالا واسه ظهور اما م مون از خدا خواهش کردیم طوری که اشکا مون صورتمون رو خیس کنه؟!!!

بیا دعا کنیم برای ظهورش... دعا کنیم ظهور کنه که اونم حتما خسته شده از این همه حضور بی ظهور.

دعا کنیم برای شفای مریضا یی که الان رو تخت بیمار ستا ن خوابیدند .

بیا دعا کنیم واسه خونواده هایی که به نوعی مشکل پیدا کردند...

واسه کنکوری هایی که امروز فردا نتیجه ی زحماتشون رو می بینن...و همین طور اونایی که دارن خودشون روواسه کنکور ارشد اماده می کنند...

بیا واسه همدیگه دعا کنیم...

دعا کنیم همگی عاقبت به خیر بشیم...

"امین یا رب العالمین"


لينك ثابت | نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 1:51  توسط يا ريحانة النبي  | 

بابا ...چه کلمه ی غریبی شده است انگار...

اخرین باری که بیانش کردم!کی بود؟به یاد ندارم!!! بابارفتی وتنهایمان گذاشتی و چه سخت است دوریت...

بابایی این روزها هرچه می کوشم تا صورتت را به خاطر بیاورم نمی توانم .همه چیز از ذهنم رفته است.گویی فقط پژواکی در گوش وعطری در جانم ریشه گرفته است...

پدر امروز روز تو بود و باز هم نبودی تا دستانت را ببوسم .نبودی تا روزت را تبریک بگویم.تا بگویم ممنونم از تمام زحماتی که در سالهای بودنت برایم کشیدی...پدر دست تقدیر نگذاشت تا ان سالها جانانه از تو تشکر کنم بابت تمام مهربانی هایت.

این روز ها چقدر به بودنت نیازمندم.کاش بودی... وچه فایده دارد این کاش گفتن هایم؟؟؟

بابا تو رفتی تا اسمان...رفتی به نزد خدا...به خدا نزدیکی...پس از انجا دعایم کن...دعایش کن.که سخت محتاجیم...به امید انکه دعای اسمانی تو برایمان گیرا شود...

پدرم روزت مبارک...

بر فرس تند باد هرکه تورا دید گفت                دسته گل سرخ را باد کجا می برد؟
پ ن ۱:

میلاد با سعادت امیرالمومنین بر تمامی شما دوستان عزیز مبارک باد...

 

پ ن ۲:

توای عزیزی که به اینجا سر زدی با حضور سبز خودمارا از دعای  سبزت محروم مکن.حتی اگر شده همین لحظه در دلت دعایمان کن.به امید براورده شدن تمام حاجاتت...


لينك ثابت | نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 1:46  توسط يا ريحانة النبي  | 

نمی دونم چرا!!!ولی اشکام همین جوری داره میاد پایین...  خدایا ازت خجالت می کشم...ببین خدا کیا به خودشون میگن رو سیاه. اگه شما روسیاهید پس من چیم؟؟؟خوش به حالتون خوش به حال تو که با اومدن ماه رجب یه تغییری کردی...ولی من چی؟؟؟؟خدایا تو به من بگو...من کجااااااااااااام خداااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟یه رجب دیگه اومد ومن هنوز همونی ام که قبلا بودم ...دلم می لرزه با دیدن نوشته هاتون...

خدایااااا گذاشتیش سر راهم که کوچیکیمو روز به روز برام روشن تر کنی؟؟؟؟پس حالا که اینجوریه بذار باشه...می خوام خودم روبهتر بشناسم.میخوام بفهمم چقدر کوچیک بودمو هیچ وقت نفهمیدم.میخوام بزرگیش رو بیشتردرک کنم...

خدایا الان فقط تو از دلم خبر داری.الان فقط تو میدونی تو دلم چی میگذره...اره دلم تنگه تنگه.حسابی گرفته.بغض گلوم رو سخت فشار میده...اشکام جاری شده ولی گریه ام این بار هم بی صداست...خدایااااااااا می خوام بلند گریه کنم.دوست دارم فریاد بزنم.ولی نمی تونم... مامانم می شنوه


پ ن۱:اولین باری بود که مستقیم و بدون امادگی قبلی حرفام رو اینجا نوشتم...

پ ن۲:با دل پاکت برای اون تنها نه.برای منم دعا کن عزیزم

 


لينك ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 23:22  توسط يا ريحانة النبي  | 

دوباره یک غروب دلنشین

دوباره یک صدا.صدای سبز

دوباره می پرد کبوتری

به دور گنبد حرم

دوباره چشم های من

پر ازنگاه کاشی وستاره می شود

کنار حوض دوباره ذهن من

پر از صدای بال های یک فرشته می شود

نگاه کن!..

من ان کبوترم

به دور گنبد طلایی اش

چه عاشقانه می پرم...

 

 

امام رضا دارم میام مهمونیه حرمت ...دارم میام پابوست .ممنونم که جوابم رو دادی.

                                              بازم شکرت خدااا...     


ببخش که این بار بدون اجازه نوشتم.


لينك ثابت | نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 0:0  توسط يا ريحانة النبي  | 

اهل سياست نيستم ....

ولي خوب واسه آينده مملكتم مثله هر ايراني ديگر نگرانم....

در تازه ترين خبري كه خوندم فائزه هاشمي مطلبي را در جشن 2 خرداد در ايام فاطميه نقل كرده بود كه از سايت تابناك در اینجا آوردم...فکرنکنم خوندش خالی از لطف باشه

خبرگرارش دولت مدعی شد: فائزه هاشمي رفسنجاني با بيان اينکه نمي‌توان در تعيين سرنوشت جامعه شرکت نکرد اما انتظار معجزه داشت بر حمايت از ميرحسين موسوي پافشاري کرد و گفت: اگر در دوره آتي انتخابات رياست‌جمهوري محمود احمدي‌نژاد دوباره رييس‌جمهور شود خود را امام‌زمان مي‌داند.

به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا، فائزه هاشمي که در مراسم بزرگداشت دوم خرداد و در جمع جوانان حاضر در ورزشگاه 12 هزار نفري آزادي سخن مي‌گفت، با بيان اينکه نمي‌توان فرصت‌سوزي کرد و سپس مدعي بود، گفت: اگر احمدي‌نژاد دوباره پيروز شود امر بر او مشتبه مي‌شود و خود را امام زمان مي‌داند و خطاهاي گذشته را با قدرت بيشتري ادامه مي‌دهد.

حاضران در اين مراسم با شنيدن اين سخنان فرياد زدند نه نمي‌خواهيم.
فائزه هاشمي با اشاره به برخي فعاليت‌هاي خود در دوم خرداد سال 76 گفت: ما سخنراني مي‌کرديم و اتفاقاتي را که در دوره سازندگي افتاد براي مردم ذکر مي‌کرديم. همچنين وقايع مثبت، رشد و آباداني را به ياد مردم مي‌آورديم و از آنان مي‌خواستيم براي ادامه يافتن خاطره‌ها به محمد خاتمي راي دهند.
وي با بيان اينکه الان هم مي‌خواهيم نکبت موجود از بين برود گفت که نياز به يک تغيير و شروع دوم خردادي داريم تا در روز 22 خردادماه پيروزي خود را جشن بگيريم.
فائزه هاشمي با اشاره به اينکه توسعه دموکراسي و بلوغ سياسي نياز به تلاش و گذر زمان دارد، افزود: با قهر، دلتنگي و گله‌‌مندي نمي‌توان به مشکلات فائق آمد و توسعه را سبب شد.
وي ادامه داد: نمي‌توان در تامين سرنوشت جامعه شرکت نکرد و انتظار معجزه داشت.
فائزه هاشمي با اشاره به حضور دو نامزد در جبهه اصلاحات تصريح کرد: در انتخابات رياست‌جمهوري سال 84 نيز متاسفانه اصلاح‌طلبان با تعدد نامزدها فرصت استثنايي خود را از بين بردند در حالي که آنان با داشتن 17 ميليون راي در مقابل 11 ميليون راي اصولگرايان پيروز بودند.
وي همچنين اظهار داشت: بايد به آمارها و نظرسنجي‌ها نگاه کنيم و به نظر مي‌رسد راي اصلاح‌طلبان باز هم بيش از اصولگرايان است و اگر اين فرصت را از دست دهيم باز چند سال ديگر بايد دور هم جمع شويم و بر شکستي که خودمان بر خودمان تحميل کرده‌ايم افسوس بخوريم.
به گفته او کروبي و موسوي هر دو از چهره‌هاي قابل احترام اصلاح‌طلبان هستند و بايد تا زمان انتخابات رفاقت خود را حفظ کنند تا ميدان را به رقبا ندهند.
وي به اين دو نامزد اصلاح‌طلب توصيه کرد: نبايد رقيب را اشتباه گرفته و به جان هم بيفتيم.
دختر هاشمي با بيان اينکه برخي مي‌گويند چرا ميرحسين حرف جديدي نمي‌زند يا اينکه معتقدند موسوي نسخه جديد احمدي‌نژاد است گفت که اين حرف‌ها بر اثر نداشتن مطالعه است.
وي اظهار اميدواري کرد که با نزديک شدن به زمان برگزاري انتخابات اصلاح‌طلبان با يک کانديدا در انتخابات حاضر شوند.

فائزه هاشمي در پايان خاطرنشان کرد: همه بايد با توجه به شعار هر ايراني يک ستاد تلاش کنيم اطرافيان و دوستان خود را پاي صندوق‌هاي راي بياوريم و پس از پيروزي در بيست و دوم خردادماه همين جا جمع شويم


 

دوباره مثل اینکه آب و هوای دیار غربت دل نازک از ما بهتران را رنجیده خاطر کرده و با برگشت به میهن بعد از افاضات کاملا علمی درباره حجاب گوش همه به سخنان پر مغز ایشان منور گردید و همه به فیض اکبر نایل شدند.

خانم رفسنجانی , میدانم که شما در راه اعتلای میهن به همراه خانواده بزرگوارتان حاج آقا  و عموی عزیزتان و دایی دلبندتان و برادران ترک دنیا کرده و زاهد و عابدتان و حزب کارگزاران (قطع ا... نسلکم من ارض الواسعه) مرارت های بسیاری برای میهن بدون هیچ چشم داشتی کشیدید .

نه اینکه فکر کنید در حمایت ما از شما شکی به دل نشسته ها  نه اصلا. فقط برای رفع شک در دل همان مردمیست که به اشتباه فکرهای ناجور راجع به شما و  حاج آقا و ...(قطع ا... نسلکم من ارض الواسعه) میکنند .

فرمودید که  معاذ ا... احمدی نژاد خود را امام زمان خواهد دانست.بلا به دور.چه غلطا.مگه احمدی نژاد نمیدونه که حاج آقا پیغمبرند.چه طور همچین جسارتی کرده؟مگر احمدی نژاد نمیدونه که :"هاشمی پیغمبر است !"

آره اصلا این مردک نمیخواهد اشتباهاتش را جبران کند.من از همون اولش ناراحت بودم که چرا این آدم زنگنه,شیخ الوزرا رو از پستش برداشت!خب آقای زنگنه نفت رو به باد داد که داد.گاز رو به یک چهاردهم قیمت جهانی به امارات فروخت که فروخت.اما نباید یادش میرفت که ایشون از کابینه حضرت حاج آقا تا به دولت خاتمی با چسب دوقلوی رازی به وزارت چسبیده بودند و از کبارکملین و انصار حضرت حاج آقا بودند.

اصلا میدونین چیه؟این مردم هم قدر نشناسن.خوبی سرشون نمیشه.بعد 16 سال زحمت شبانه روزی اومدن بین حاج آقا و یه شهردار بی ریخت به حاج آقا پشت کردند. حاج آقا خلاصه تمام خوبی هاست.

ای خدا!مثل اینکه غضنفر اصلاحات حرف حالیش نمیشه.فائزه خانوم باید آق دادشتون 2 تا از اون دوستاشونو که 15 خرداد چن سال پیش فرستادن تا طلبه هایی که بی جا قصد سوال از حضرت حاج آقا رو داشتن رو ادب کردن ,بفرستن این مردک بی ادب رو هم ادب کنن تا آخرین بارش باشه شما حرف میزنید گوش نکنه.

اصلا من یه پیشنهاد بهتر دارم.مردم که قدر نشناسی میکنن میگم به حاج آقا بگین فرشته هاشونو بفرستن سر صندوقای رای.خدا کنه این دفعه مردم کاری نکنن که حاج آقا موفع شمارش آرا غش کنن و عفت خانوم بگن که حاج آقا از مردم نمیگذرن!!!

ای خدا چی میشد یه عقلی به مردم میدادی میریختن تو خیابونا حاج آقا رو میکردن شاه مملکت تا به این جنگولک بازیا و جفتک انداختنا نیازی نباشه!؟ مردم راحت زندگی میکردن و ما هم با هم حکومت میکردیم و به اندازه رفع جوع و سد رمقی از بیت المال مسلمین اندک حقوقی رو با هم میگرفتیم!

راستی اون دوچرخه 28تون هنوز هست؟نمیدونم مردم کی میخوان این فرهنگ امریکن رو یاد بگیرن؟برن بیرون !خوش باشن!با دوچرخه 28هاشون تک چرخ بزنن!دست از این چادر سیاها بر دارن!آخه اینا چه میدونن فرهنگ امریکن چیه؟حیف خانواده بزرگواری چون شما که برای این ها حنجرتان را اذیت میکنید.حیف....

وامصیبتا از جامعه ای كه این افراد بزرگانش شده اند.....

آن خانم خان‌زاده كه دولت نهم را دولت نكبت مي‌نامد خوب مي‌داند كه با ادامة حاكميت اين دولت ديگر نخواهد توانست ماهي صدهاهزارتومان فقط خرج هندوانة اسبان قيمتي خود كند٬چيزي كه كثيري از فقراء از آن محرومند!!

ديگر با اين دولت نمي‌شود براي مراسم افتتاحيه يك فرودگاه دو ميليارد تومان خرج نمود واتاق‌هاي مديران را با دكورهاي چندصدميليوني و تعويض نو به نو مبلمان‌ها آراست!!

 ديگر باب رانت‌خواري‌ها و سپس معدوم كردن اسناد آن و مثل نقل و نبات سكه در جيب احباب كردن بسته خواهد شد.

جرم بزرگ اين دولت اين است كه گداپرور است  و به جاي پرتر كردن جيب نورچشمي‌هاي نازپرورده كه خونشان از مردم ديگر سرخ تر و ذاتاً شريف‌زاده متولد شده‌اند، همه‌اش به فكر فقرا است.

 به جاي اين كه مدام بر حقوق‌هاي ميليوني مديران افزوده و اعتنايي به حقوق‌هاي صدهزارتومان و صدو پنجاه هزار تومان نكند سير صعودي آنها را متوقف و به بالا بردن حقوق محرومان مستضعف (و به قول اينها گدا) پرداخته است!

به جاي اين كه دست بذل و بخشش داشته و هميشه سكّه و دلار از لاي انگشتان سخاوتمند او در كف متملقان بريزد، هم خود مثل فقرا ساده پوش است هم دنبال سير كردن گداهاست و متنفر از اشراف‌زاده‌هاي ذاتاً نجيب است!

 آخر تقصير ندارد احمدي‌نژاد! فرزند آهنگري از قبيلة كاوة محروم است كه نازپروردة تنعم نيست. آري او فاقد آن احساس است كه بتواند اشراف‌زادگان نجيب كه حق سروري خود از ملت را مي‌خواهند درك كند. او احساس و لطافت ندارد و شعارهاي زمخت و ناخوشايند سرمي‌دهد: عدالت... عدالت... لاجرم بايد با تمام قدرت او را درهم كوبيد و له كرد آري او گداپرور است!!

پس درود بر این دولت گداپرور!

 


لينك ثابت | نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 17:43  توسط يا ريحانة النبي  | 

اینجا فدک است !!!

        

اي ميخ تو كه تو كوفه به علي وفا نمودي.....

چي شد تو مدينه به زهرا جفا نمودي


هیچ نمی گویم، شما به خود تسلیت گویید، در شب، در تنهایی،در غربت


fadak_فدک


لينك ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 16:45  توسط يا ريحانة النبي 


قديمي ترها گفته اند:

وقتي خوابيده اي مي شود بيدارت کرد، اما...
اما وقتي خودت را به خواب زده اي ، هرگز ...

مگر اينکه ...
مگر اينکه خودت بخواهي ...

اونوقت خدا هم....

 .........

پ.ن:

در برهوت استيصال عقل، در حيراني ادراک


جايي که علوم به زانو در مي آيند


آخرين اميد


تنها دامان مهر و رحمت توست


و آنجاست که  توکل معنا مي يابد


لينك ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:22  توسط يا ريحانة النبي  | 

لحظه‌ای آتش‌بازی قطع نمی‌شد. از زمین و آسمان مثل نقل و نبات گلوله می‌بارید، فرصت نفس‌كشیدن نبود. هركس هركجا می‌توانست پناه می‌گرفت، ولو به این‌كه خودش را روی زمین بیندازد و سرش را میان دو دست پنهان كند.
آن‌وقت توی این محاصره و شدت وحدت آتش، موج گلوله‌ی توپی، هردومان را به سویی پرت كرد. به خودم آمدم و می‌خواستم بگویم، آخر مرد حسابی آن‌جا چه‌كار می‌كردی كه او زودتر از من پرسید: «برادر اتوشویی كجاست؟» و من با تعجب گفتم: «اتوشویی؟» سرش را به معنای آره تكان داد.

خوب نگاهش كردم؛ احتمالاً موجی بود. پست امداد را نشانش دادم كه آن‌جاست، برو آن‌جا.

پ.ن:

هميشه از پ. ن نوشتن خوشم ميومد....

قاطي كردم

پ.ن 2:

ما هنوز شهادتي بي درد مي طلبيم غافل که شهادت را جز به اهل درد نمي دهند

پ.ن3:

شرمنده كه دوباره اين جسارت رو كردم تو آسمون دلشكسته نوشتم....

http://bluefreinds.persiangig.ir/image/Jonob/DSCI0111.jpg


لينك ثابت | نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 18:41  توسط يا ريحانة النبي  | 

هشتم ...
امسال، برايم معناي ديگري دارد ...
هشت ها، انگار که مقدس شده اند...
امسال،‏ هشتم ها، بوي قريب غربت تو را گرفته اند ...
بوي محبت تو را ...
امسال، کبوتر قلبم سرگشته کوي حرم توست ...
با همه سياهيش بپذير ...

يک جمعه، روز هشتم،  وعده ديدار من و تو ،
اما اين بار نه فقط منم


لينك ثابت | نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 18:32  توسط دل شکسته  | 

سبزتر از سبزه ؛ روشن تر از آفتاب ؛ زلال تر از چشمه  ؛ صميمي تر از باران ؛ خندان تر از پسته ؛ شاداب تر از شکوفه ؛ تازه تر از بهار را براي همه ي کساني که دوست شون دارم و برام عزيزند (‌چه مجازي ؛‌چه حقيقي ؛ چه مجازي - حقيقي ) آرزو مي کنم .
از خدا مي خوام که رنج و محنت با زمستون همسفر بشه و شادي ها چون نيلوفر سبز بر زندگي ها بپيچه .
سلامتي جزء لاينفک جسم و جان شون باشه و کينه و نفرت سراغ شون نياد .
صداقت و نيک سرشتي زيرانداز شون بشه و آرامش و راحتي رواندازشون...............
نمي دونم هر چي خوبيه مال اونا باشه .
هيچکي از هيشکي دور نمونه و اشک ها ؛ همه اشک شوق باشه ....

شب سال نويي دلم براي همه تنگ شده ؛ از همه بيشتر براي اونی که منو اورد تو راه...

خدایا تمومه مریضا رو تو این سال جدیدی شفای عاجل عنایت فرما...

مولامون رو از غریبی در بیار...

از صحرا نشینی

سال نو بر همگی مبارک

 


لينك ثابت | نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 10:28  توسط يا ريحانة النبي  |